نمیشههه گاهی نمیشه
تو مهمونی که معرف ی جاریم بودیم
اومد سنگین سلام داد و رف ب شوهرم و برادرش چسبید من چند بارم رفتم سنگین وسرد شد
ن ی بار چندییببن بار نهایت اجبار لبخند تحویل هم دادیم
من چند بار رفتم ولی سرددد و خشک دورشد
تو چندین جلسعههههه
هر وقت اعلام کردم شوهرم گف نه کجاش
خونگرمه
اخرین بار کممحل شدم و دور
موقع خداحافظی شوهرم
رف ماشین از پارکینگ بیاره منم جاریمو جلو در دیدم
من خدا حافظی کردم باا من سرد خدافظی کرد
رفتم بشینم تو ماشیننن
سرییی جلو زد ازم یا شوهدم توپ خداحافظی کرد
واقعا متنفر شدم ازش این
۱۰ دوره همی بود
ولی دوست داره
منو نادیده بگیره ک نیستی اصلا