سلام دوستان من پارسال به موردی برا ازدواج داشتم . یکی از آشناهای همکارم بود البته اون معرفی نکرده بود خاستگارم بهم گفت دوستم با شما همکار هستش.خواستگارم رو از اون همکار تحقیق کردیم ولی در نهایت تفاهم نرسیدم. اون همکارم به جای دیگر منتقل شد اونروز باهام کار اداری داشت بهم زنگ زده بود بعدش گفت که به سوال شخصی ازت داشتم ازدواج کردی یا نه منم گفتم نه با اون مرد به تفاهم نرسیدن گفتش کلی میگم نه صرفا اون موردو.بعدش گفت باشه بعدا راجب ان صحبت میکنیم.اینرو هم بگم 31 سالمه قیام معمولی اینرو اونور ازم میپرسن همه تو این دورو زمون کارمند مبخان. من موندم تو چرا ازدواج نمیکنی منم موندم چی بگم به دلایل الکی بهم میخوره. پیش خودم فک میکنم مگه خدا نگفته همرو جفت افرید م پس چرا به عده تا آخر عمر مجرد میمونن