خانواده شوهر من خيلي زيادن كلا با خودمون بخوام همه رو دعوت كنم هفده نفري ميشن
يبار اين اخري گفتم فقط مادرشوهرم و دوتا دختراش و خانوادشو بگم پسرا رو نگم بعدا بگم اخه از نظر هزينه هم زياد ميشد برامون از نظر زحمتشم با توجه به شرايط جسمانيم و دست تنها بودنم زياد بود اين شد كه نگفتيمشون مادرشوهرم چند ساعت قبل مهموني زنگ زد چرا نگفتينشونو كاش ميگفتين و ...
ديگه همسرم مجبور شد بره براشون توضيح بده حقيقت مهموني هم گرفتيم يهويي شد يعني ديشبش همه رو گفتيم و كاملا يهويي بود و تو عمل انجام شده قرارمون داده بودن كه نه از نظر هزينه نه تايم نه شرايط جسماني خودم اصلا زمان مناسبي نبود بعدشم تا ٦ روز خونه مادرشوهرم بايد ميرفتم مهمون داري ميكردم شرايط جسمانيمم خوب نبود
ميخوام بگم هميشه يكسري دلايل هست كه عمدي نيست واقعا من جاري هام باهام يك كوچه فاصله دارن همه تو يك منطقه هستيم
شايد از نظر بقيه سه نفر و شش نفر اينا چيزي نباشه ولي خب از نظر ميزبان و هزينه اش بالاخره شايد مقدور نباشه يا هردليل ديگري شايد وجود داشته باشه كه براي ميزبان مقدور نبوده باشه حتي يك نفر ديگه رو اضافه كنه
مثلا خود من غير از دلايلي كه اوردم با جاريم رودرواسي دارم تازه جابه جا شده بودم و خونم اماده نبود اصلا نميخواستم تو اون شرايط خونمو ببينن خواهر شوهرامم خودشون خودشونو دعوت كرده بودن كه ديگه چاره اي نبود بايد ميگفتمشون