شما بیشتر فیض بردی.مامانت دعوات نمیکرد.ک دست نزن .یادمه یه گوسفندا مامانجونم فارغ شد.زمستون بود.ببع ...
نه اصلا هیچی بهمون نمیگفتن .من خودم از بزا شیر میدوشیدم طفلکیا فرار میکردن😂من بچگیم عالی بود سوار اسب میشدم بچه ی شتر رو دیدم با بزغاله ها و بره ها بازی میکردم یاد اون روزا بخیر.حیف بچه م نمیتونه مث من بچگی کنه