مادرشوهرمنم اینسری آخر که اومد گفت فرشاتو بنداز حیاط بشور کثیفه منم نگاش کردم با مکث خندیدم گفتم شوهرعزیزم میگه میدیم فرششویی تو دست نزن.فشار مادرشوهرم رفت بالا حالش بد شد اون اصلا اعصاب جواب رسونی نداره من که فقط هرهر میخندم جوابشو میدم یه ساله نیومده😂😂😂😊😆😆
حالا ما گرگ شدیم اشتباه کردیم ولی از یه گرگ بارون دیده به شما یه نصیحت،یعنی گرگ هم شدین جهنم بشین ولی این تن بمیره،جون هر چیو هر