شوهرم روفرش خوابیده روشم بازه سردشه ولی اصلا دلم براش نمیسوزه دیشبم همینجوری خوابید تا صبح
پسر یعنی یه اتاق پر از اسلحه و توپ و ماشین اسباب بازی پسر یعنی دوچرخه سواری بدون ترس پسر یعنی یه کمد کفش و کلاه و لباس اسپرت پسر یعنی کراوات و پاپیون کت کوچیک مردونه پسر یعنی بوی مردانگی در حین کودکی پسر یعنی یه نمونه کپی شده سایز کوچیک از عشقت پسر یعنی تکیه گاه مادر پسر یعنی امید آینده پدر پسر یعنی ولی عهد خونه من و بابایی عااااااااشقتیم شاهزاده کوچولوی من
پدرم و پدرشوهرم همساین امروز خوش و خرم اومدیم خونه پدرم یه نیم ساعت موندیم بعدش شوهرم گفت مادرم شام درست کرده رفتیم خونه پدر شوهرم و شام خوردیم تا ساعت نه ونیم بعدش گفتم من می رم خونه پدرم تا خواستی بیا تا بریم و اومدم خونه پیش مامانم بعد آقا اومد دنبالم تا اخماش توهم رفتست و حرف نمی زنه من بهش گفتم چیه باز توهمی دعوامون شد تنها رفت خونه