بچه من خیلی شیطونه از دستش هیچ جا نمیتونم برم همه از کاراش ناراحت میشن تنها کسی ک دوستم داشت و هر روز چشم ب راهم بود مامانم بود حالا حتی شوهرمم شب کار میشه دیگ هیچ جا ندارم برم تنهایی و بی کسی خیلی سخته
همش میگم کاش ی پدرشوهر مادرشوهر داشتم ک هوامو داشتن اما اونا هم سرگرم بدبختیا خودشونن