سلام
دیشب خواب دیدم زایمان کردم و پسر دار شدم
بعد آبجیم پیشمه بعد میخان که مرخصمون کنن یهو میبینیم برا بچه سیسمونی نگرفتیم و بچه بدون پوشک و قنداق و لباس تو یه پارچه گذاشتن دستمون منم میگم چرا تو این ۹ماه چیزی نگرفتم و حتی یه لباس بعد آبجیم میگه گشنشه بچه شیر بده منم باشوعرم دعوا میکنم تا تو براش لباس و پوشک نخری نیاری من به بچه شیر نمیدم
بعد ما رفتیم خونه ابجیم گف برو به سروضعت برس الان مهمونا میان
من رفتم لباس خوشگل پوشیدم وارایش کردم آمدم
شبم بود شوهرم دیدم کلی مای بیبی بادکنک قلبی گرفته بعد صب از خوب بلند شدم به ابجیم زنگ زدم بهش نگفتم .
ابجیم بهم گف خوابتو دیدم گفتم چی گف دیدم حامله ایی گفتم پریودم😢