اومدم بگم فقط شماها نیستین.منم هستم.7سال نشستم پای پسری ک با همه وجود میخوانش.حالا با اخلاق بیخودش گند زده ب زندگی دونفرمون.دلم میخاد برم خونه بابام.منتها پام برسه اونجا بابام سکته کرده.بخاطر بابام نبود تا الان صدبار رفته بودم.دیشب بهم میگه وسایلتو جمع کن برو خونه باباجونت.ای خدا خیلی دلم شکسته