آقا مثلا ماموریته،خواست من اذیت نباشم تنهاتوخونه،چون مادرشوهرش اینا طبقه پایینن حوصلوشونوندارم،حالا امروزمثلا کامل خونه بوده اصلا نگفت بیام دنبالت هیچ
زنگ زده میگم من نیستم چطوره؟ یک کلمه گفت بد
گفتم خب انتظارذاشتم ی محبتی چیزی،بعد ناراحت شده توهمش ایرادمیگیری و... منم پشت تلفن گریه ام گرفت
بعد خودش اس داد محبت و... ولی خب اینقدازینکارامیکنه دلم خ شکست ازش