عزیزم اخه یکم خنده دارع خب تو که تاپیک داری میزنی برو یه دیقه بخودت زحمت بده نون پنیر بسگویتی چیزی ب ...
اخه عزیزم من از وقتی فهمیدم باردارم یه غذای درست از گلوم پایین نمیره نمیتونم بخورم تا الان ۵ کیلو کم کردم تاپیکم نزده بودم بین یه تاپیک پر بازدید پست گذاشته بودم یدونه میدونستم کسایی ک حامگیرو تجربه کردن با این شدت تهوع و بی میلی و در عین حال ضعف شدید درکم میکنن میگن چی میشه خورد ک هم کم حجم باشه هم ضعفو بگیره من تقریبا یهفته ام بیمارستان بودم هنوزم خوب نشده تهوعم حسرت یه غذا خوردن بو ندادن همچی تو دلم مونده دوست دارم برم خونه خودم به کارام برسم براشوهرم غذا بپزم اما چ حیف ک از پس هیچ کدوم برنمیام امیدم به اینه ک دوازده هفتم تموم بشه و خوب بشم و همش میترسم امیدم نا امید بشه
اخه عزیزم من از وقتی فهمیدم باردارم یه غذای درست از گلوم پایین نمیره نمیتونم بخورم تا الان ۵ کیلو کم ...
عزیز دلم درکت میکنم من تا روز زایماانم تهوع شدید اینکه میگم شدید یعنی اینکه سروم غذایی هرروز تزریقاتی میومد میزد غذا چیه ابم نمیتونستم بخورم وووای نگو یاد خودم افتادم روز زایمان حاضر شدم برم بیمارستان هرچی خوردم گلاب ب روت اوردم بالا بلندشدم رفتم تا نی نی رو دادن بغلم همه چیز یادم رفت انشالا نی نی سالم بیاد تو بغلت گلم
عزیز دلم درکت میکنم من تا روز زایماانم تهوع شدید اینکه میگم شدید یعنی اینکه سروم غذایی هرروز تزریقات ...
ممنونم فداتشم.یعنی تا اخر نمیتونستی غذا بخوری بالا میوردی یعنی من طاقت ندارم بخدا تا اخرش اگه باشه خودکشی میکنم حالا تو خوردی اوردی بالا من اصلا نمیتونم بخورم ک بیارم بالا
ممنونم فداتشم.یعنی تا اخر نمیتونستی غذا بخوری بالا میوردی یعنی من طاقت ندارم بخدا تا اخرش اگه باشه خ ...
چرا میخوردم دوروغ بگم که نمیخوردم گرسنمم میشد شدید اما چیزی تو معدم نمیموند خداشاهدع حتی خونریزی معدع هم کردم اگه نمیخوردم چیزی از اون بهتر بود وااای حتی بارداریه مجدد حالمو خراب میکنه اب دهانمم نمیتونستم قورت بدم معذرت میخوام همیشه دستمال دستم بود اب دهانمو باهاش خشک میکردم که قورت ندم فک کن روز زایمان شوهرم التماس میکرد که لوله هامو ببندن اما دکترا فهمیدن شکم اولمه نبستن مادرمم نذاشت تا این حد بودم خدا کمکت کنه گلم که بخیر و خوشی تموم شه این مرحله سخت و شیرین