بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
والا با جاری و مادرشوهر تو یه ساختمونیم اون یکی جاری و خواهر شوهرم هم دقیقا کنار خونه ی ما هسن! دریغ از یه دونه برنج که بخوان بیارن! گاهی وقتا بوی غذاهاشون عجیب تو خونمون میپیچه اینقدر میلم میکشه! ولی رو خودشوننمیذارن بگن این زنه حاملس یه کمم برا این ببریم😑
🤰🏻من ريخته ام در رگ تو شیره ی جان/ هی چرخ بزن در من و دل را بتکان/ این هم نفسی، چه حس و حالی دارد/ در پیکر من دو قلب دارد ضربان💞
والا بخدا من مادرم جفتمه باردار هم هستم هیچی حاضر نبود بهم غذا بده بخورم از گرسنگی. میمردم و گریه میکردم تازه ازش میپرسیدم دعوا هم میکرد یه بار هم رسما گفت برو بیرون غذا بخور ... سعی کن به جای غصه خوردن پاشی یه چیری درست کنی بخوری اینقدر هم سحت نگیر میگذره