2777
2789
عنوان

ماجرای گم شدن دوتا انگشترطلام +راهنمایی از شما

| مشاهده متن کامل بحث + 2070 بازدید | 101 پست

آها مامانم میگع جمعه که تو رقتی یعد مادر رفت منم رفتم بنگاه منم مطمعنم انگشتر رو دست کردم رفتم درهم قفل کردگ رفتم داداشم هم بیرون بوده کلید نداشته .بعدمامانم گفت شنبه داداشم رو نزدیکا مدرسش پیاده کرده اما اون برگشته خونه (بعدا که فهمیدیم گفت خوابم میومده برگشتم اما خابم نرفتع)شروع کردیم سوال کردن که دوستی رو نیوردی گفت نه اصلا خیلی پرسیدیم .بعد گفت فقط ساعت دوازده مهدی اومده زنگ پایین رو زده من رفتم ما هم شک کردیم گفتیم این یواشکی کلید ساخته از این حرفا شوهر و داداشم رفتن محل کارش اونجا ازش میپرسن میگه دیروز ساعت ۹ داداشم با دوست دیگش ب اسم سجاد اومدن خونه مامانم به این زنگ زدن این نرفته

ادب ،مثل عطر میمونه،ما برای خودمون استفاده می‌کنیم اما دیگران لذت می‌برند. وقتی یه نفر رو میبینید قشنگ سلام علیک کنید 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بعد دیگه داداشم میگه اره میخاستم بگم ترسیدم .بعد اومدن خونه من رفتم خونخ مادر بزرگم گریه و زاری .داییم هم اونجا بود سر داداشم داد زد باهم زفتن سراغ سجاد ک افغانیه و دستفروش هست .میکنش تو ماشین میبرش تو کارگاهشون دوتا شون رو لخت میکنه میزنشون تا بترسن .بعد میگم اره اونروز ما تو خونه گل کشیدیم رادیو هم بردیم اهنگ گوش دادیم(فلش میخوره)پسره قسم ایه که من برنداشتم من اصلا ندیدم هرچی میکنن لو نمیده فقط میگه باشع ولم کنید بابام پولشو میده شکایت کنید ثابت بشه من نبودم .داییم هم گوشیش رو میگیره میگه برو انگشتر رو بیار تا بدم

ادب ،مثل عطر میمونه،ما برای خودمون استفاده می‌کنیم اما دیگران لذت می‌برند. وقتی یه نفر رو میبینید قشنگ سلام علیک کنید 

جنايي شد

چقد خفن هستين

تو-گوني#  

تو-كارگاه#  

كتك#  

😓😓😓🔫😓

دختر ك شدم نه كسي مادرانه دختري ام را ب من گوشزد كرد،نه پدري عاشقانه محبتم ميكرد😭😭تنها و يك تنه دختري ام را ساليان سال به دوش كشيدم ،،،😓وقتي به سن دريافت عشق رسيدم كسي عاشقانه مرا نديد و نپرستيد 😭بعدها فهميدم دختر موجودي غريب روي زمين است😭😭دوست دارم دختري داشته باشم  بغلش كنم ببوسمش،نوازشش كنم،بپرستمش 😭😭😭😭😭😭 شايد از نسل من دختري خوشبختي هاي نداشته ام را جبران كند😭😭😭😭😭😭😭😭

خب داداشتون که اینهمه دروغ گفته بیشتر میخوره کار خودش باشه با این سابقه ی بدی که گفتین داره

بعد هم اون پسر افغان کاش از دست داییتون شکایت کنه که بدونین سرخود پلیس بازی در نیارین ادما با هر ملیتی شخصیت دارن

محترمن

مملکت مگه قانون نداره😐

بعد ما داشتیم برمیگشتیم خونه بابای پسره زنگ زد التماس که عکسا گوشی رو نبینید مال خواهرزنمه ماهم قول دادیم یعنی من گفتم نمیزارم شوهرگ ببینه بازبون بهش گفتیم پسرت رو حرف بزن ببین جایی نذاشنه .پ.ن شوهر من خیلی ادم پولکی و مال دوستیه و خیلی خشن و بد اخلاق با این آقاهه خیلی خوب حرف زد که اره ماخواستیم پسرت رو بترسونیم ببین خودت میتونی زیر زبون رو بکشی .(اینارو گفتم تا اخرش چیزی بگم)بعد باباش اصلا التماس درخواست نکرد شکایت نکن یا کار پسرم نیست فقط راجبه عکسا التماس کرد

ادب ،مثل عطر میمونه،ما برای خودمون استفاده می‌کنیم اما دیگران لذت می‌برند. وقتی یه نفر رو میبینید قشنگ سلام علیک کنید 
خب داداشتون که اینهمه دروغ گفته بیشتر میخوره کار خودش باشه با این سابقه ی بدی که گفتین داره بعد هم ...

بخدا داداشم رو بیشتر از اون زد بحث افغانی بودن نیست گفت بترسونم که چرا گل کشیدن و دزدی رو اعتراف کنن

ادب ،مثل عطر میمونه،ما برای خودمون استفاده می‌کنیم اما دیگران لذت می‌برند. وقتی یه نفر رو میبینید قشنگ سلام علیک کنید 
بخدا داداشم رو بیشتر از اون زد بحث افغانی بودن نیست گفت بترسونم که چرا گل کشیدن و دزدی رو اعتراف کنن

میدونم بحث ملیت نیست اما افغان ها مهاجر محسوب میشن قانون ایران هم ازشون حمایت نمیکنه ما نباید دیگه ظلم کنیم

از قدیم هم گفتن اعتراف موقع کتک خوردن سندیت نداره

بعد فرداش شد یعنی ۲شنبه هیچکس سراغ گوشی نیومد .منم باز رفتم خونه مامانم گفتم بزار بگردم شاید دارم تهمتت میزنم .در این حین هی شوهرم میگفت پسره مظلوم بود کار اون نیست .عذاب وجدان دارنم اینا کتک خوردن(اولش همش میگفت تقصیر داداشنه اون برداشته ) شد سه شنبه شوهرم بلند شد بره شکایت کنه که داییم زنگ زد گفت من کارگاه نبودم اومدن بابام رو بردن جای من که پسره رو زدم تو هم برو

ادب ،مثل عطر میمونه،ما برای خودمون استفاده می‌کنیم اما دیگران لذت می‌برند. وقتی یه نفر رو میبینید قشنگ سلام علیک کنید 

اینو یادم رفت بگم که تو گوشی پسره اس هاشو خوندم شنیه شب مامانش براش نوشتع کجایی مهمون هم داریم ول میچرخی پسره جواب داده من نا ده تومن میتونم جور کنم میخای یا نه .خلاصه شوهرم میره میبینه پسره شکایت کرده از اینا شوهرگ ب مادرش میگه این اس چیه میگه بخدا منظورش ۱۰ هزار تومنه نزار بگم ماتو خونه مهمون داشتیم پول نداشتیم.خلاصه تو آگاهی بابت گل کشیدن پسره رو میترسونن بعد میبرنش برا طلاها سوال پیچش میکنن بازم اونجا میگه اصلا .برید شکایت کنید منم راحت ‌کنید خلاصه رضایتش رو میگیرن (شوهرم میگه ما هم رضایت دادیم شکایت نمیکنیم(شوهرم خیلی چاخان میکنه))

ادب ،مثل عطر میمونه،ما برای خودمون استفاده می‌کنیم اما دیگران لذت می‌برند. وقتی یه نفر رو میبینید قشنگ سلام علیک کنید 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792