بچهها من بتازگی از مشهد برگشتم.ولی دلم خیلی گرفته... ما خانوادمون فرهنگی هستن ولی پیشرفت مادی نداشتیمچون دست دلباز بودیم و ساده بودیم. اما خانواده شوهرم از ته شهر و زمین خاکی از ما پیشرفته تر شدن. من الان هرچی پس انداز داشتم سوغاتی خریدم و الان متوجه شدم جمعه خواهرشوهرم دعوت کرده مارو برای خونه نویی. هم لباس مناسب ندارم هم باید کادو بخریم هم باید دکتربروم. قبلا ۲۰ ملیون دادم واسه زمین شوهرم ک مستقل باشیم ولی حالا هم سند خونه و زمین دست مادرشوهر و پدرشوهرمه. رومم نمیشه ب شوهرم بگمچرا.. شوهرمم خودشو برای پدر و مادرش لوس میکنه ک زمین را بفروشیم. از طرفی خونمون کوچیکه و پایین شهره . مادرشوهرم پز خونه دخترشو بما میده. حالا اخر هفته چی بخر واسه خونشون ک دعوت کرده....اینهمه زحمت کشیدم نقاشی کردم و باپول خودم سوغاتی گرفتم.حالا پولم تموم شده و کلی هزینه داریم.... چرا باید ما از بالاشهر پس رفت کنیم و اینا...خدایا
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اون که وضعیت شمارو میدونه دلیل نداره خودت و زیاد به زحمت بندازی یه 50تومن پول ببر براش
لباسم از خواهرتی کسی بگیر که مرتب باشی خدا کمکت کنه عزیزم سخته میدونم
با اینکه روشنه شبت پر از امیده خورشید قلب تو هنوز نورشو میدهمیخوای خدا بیاد پیشت بشینه و بشنوه حرفاتو دوست داری به بارون بگی بباره و بشوره درداتو " آخ اگه خدا میزاشت بشینم جاش نمیزاشتم یکی بیاد یه ریز اشکاش"
عزیزم اینجوری نگوووو... شما مشکل اصلیت شوهرته... بهتره هیچی نداشته باشید چون تقی به توقی بخوره میر ...
فکرنکنم بزنه ب اسم مادرش. الان از پدرش یه مدرک گرفته ک مثلا قولنامه کرده باپدرش ک خانواده زن قبلش نتونن ازش مطالبه کنن. ینی از قبل اینکاروکرده حالام مونده