من خییییلیییی داغون بودم
تموم اینایی که گفتین من یک جا داشتم😑😑😑😂😂😂
مثلا مداد رنگی هام آدم میشدن رنگ روشن خانوما رنگ تیره آقایون
آخرشم مداد سفید عروس میشد با مداد سیاه که داماد بود عروسی میکردن😅😅😅
تو حموم انواع شامپو و خمیر ریش و تاید و هر چی بود قاطی میکردم مایع کتلت درست میکردم😷
با عروسکام خیلی حرف میزدم هر هفته حموم میبردمش و واسش تولد میگرفتم و بچه های همسایه رو دعوت میکردم 😂😂😂😂 حالا همشونم پسر بودن....
از همه بدتر فاز معنوی میگرفتم چادر سر میکردم میرفتم زیر میز تحریر، شمع هم روشن میکردم، مثلا مراسم روضه بودش😂😂
یه بار جلو موهام و موکت اتاقم سوخت تو یکی از همین مراسما😂😂😂😕😕😕😕
تموم بازیگرهایی که گفتین هر دوره توهم میزدم عاشقم شدن دنبالم دارن میان. از اون خط قرمز بگیر تا گلزار و کامرون کارتیو😂😂😂😂😂
ی مدت توهم میزدم مثلا بازیگر و رقاص تو کلیپ هام،
آهنگ مورد نظر میزاشتم کلی عشوه و ناز و ادا در میاوردم. ....😥😥
با کیسه زباله و چسب واسه خودم لباس درست میکردم😞😞😞😞😞😞😞
فروشندگی لباس و لوازم آرایش و ... خوراکم بود حتی دفتر واسه مشتری هام داشتم، قسطی هم لباس میدادم😂😂😂
نقشه گنج میکشدم دورش با کبریت میسوزوندم میبرم ی جا تو پارک خاک میکردم بعد عصری با بچه ها که میرفتیم میگفتم نقشه پیدا کردم، اونارو سرکار میزاشتم دنبال گنج بگردن😥😥😥😥😥
فوبيا چاه توالت، دمپایی جلو بسته😨،آیینه حموم،بستن چشم زیر دوش، پشت پنجره تو تاریکی یکی وایساده، یا وقتی خونه تاریک راه میرم یکی الان پاهامو میگیره، زیر تخت همیشه یکی هست،نیمه باز بودن در کمد دیواری، همه اینارو داشتم😂😂😂😂😂😂هنوزم توهم بعضیهاش میزنم
واسه خودم ورقی بودم کلا😌😌😌😌
***تا اومدم بفرستم تعطیل شد
اینجا فرستادم 😂😂😂😂
گناه دارم کلی تایپ کرده بودم از خل بازی هام😐😐😐😐😴