2789
عنوان

خواب

109 بازدید | 10 پست

من چند وقته تنها که میخابم صبحها اصلا نمیتونم بیدار شم تو خواب هم میخام بلند شم خیلی سست میشم 

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم

دقت کردم بعد از رفتن شوهرم که تو خونه تنها میشم و میخابم اینطوری میشم انگار نمیتونم چشام رو باز کنم

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم

سلام عزیزم. ببین من کلا تو فامیل واسه خواب زبان زد بودم اینقد که میخوابیدم.بخدا تا ساعت 1 میخوابیدم دوباره نهارمو میخوردم میخوابیدم تا 5 . ولی الان چن ماه رفتم دکتر تغذیه. قرص آهن و زینک و امگا و آمپول ب کمپلکسو استفاده کردم. الان شکر خداااا اینقد پر انرژیم خوابمم تنظیم شده. خودمم تعجب میکنم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

دقت کردم بعد از رفتن شوهرم که تو خونه تنها میشم و میخابم اینطوری میشم انگار نمیتونم چشام رو باز کنم

منم مث تو. تازه بعد نهار شوهرم یه نیم ساعت میخوابید من دیگه خوابم نیبرد تا 5. دیگه توات نداشتم بلند شم داسش چایی بیارم

منم مث تو. تازه بعد نهار شوهرم یه نیم ساعت میخوابید من دیگه خوابم نیبرد تا 5. دیگه توات نداشتم بلند ...

آره منم دقیقا اون طور شدم گاهی از خواب بلند میشم احساس میکنم دست و پام باد کرده

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم

بخدا چون دیر بلند میشدم همش غذاهای سرخ کردنی. حتی بعضی وقت زنگ میزدم میگفتم از بیرون غذا بیاره. واسه منی که خونه دار بودم خیلی خجالت میکشیدم ولی بخدا دست خودم نبود نمیتونستم. الان دیگه شکر خدا خیلی بهترم بلند شدم واس نهار آش درست کردم.

بعد از اینکه بیدار میشی چن دقیقه بشین تا کاملا خوابت بپره یکم حرکات نرمشی انجام بده همون طور نشسته ب ...

مرسی فداتشم

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم

خواهش میکنم عزیزم . یه کم ویتامین به بدنت بزن ایشالله که بهتر میشی. اینم بگم از لحاظ روحی هم وضعیتم خوب نبود همش دوس داشتم بخوابم افسردگی گرفته بودم. بخدا نزیک یه سال برنامم همین شده بود. ولی رفتم دکتر ....

بخدا چون دیر بلند میشدم همش غذاهای سرخ کردنی. حتی بعضی وقت زنگ میزدم میگفتم از بیرون غذا بیاره. واسه ...

فدات برات خوشحال شدم انشالله همیشه پرانرژی باشی بهتر منم برم دکتر تغذیه 

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم
خواهش میکنم عزیزم . یه کم ویتامین به بدنت بزن ایشالله که بهتر میشی. اینم بگم از لحاظ روحی هم وضعیتم ...

خیلی سخته بخدا

خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها....  قدر لحظات رو بدانیم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز