من خیلی احساس تنهایی میکنم
توی خانواده پر جمعیت زندگی کردن خیلی بده توی خانوادا ما بیشتر حس حسادت و رقابت بود تا همدردی و محبت و دوستی
یه بارم عاشق شدم ولی تهش این شد که از هر چی عشق و عاشقیه متنفرشدم وقتی کسی رو میبینم از عشق حرف میزنه و عاشق شده فکر میکنم دور از جونش قراره یه بلایی سرش بیاد
الانم سلامتیم مشکل پیدا کرده
دوست دارم یکی بهم اطمینان بده تنهانیستم تنها نمیمونم بهم ثابت بشه دوست داشتن واقعیه