منم خیلی منتظر تایید شوهرم بودم روزای اول انگار که مامانش بودم دهنشو نگاه میکردم ببینم پسندیده یا نه.اتفاقا اکثرا هم خراب میکردم و اکثرا هم دوس نداشت کلا سلیقه مونم شبیه هم نبود همش مجبور بودم غذاهای مورد علاقه اونو درست کنم تا بلکه کمی کمتر ایرادبگیره همشونم سخت یکیش قورمه سبزی بود ولی بعضی وقتا غذاهای مورد علاقه خودمو میپختم وقتایی که ظهر خونه نمیومد دیدم نه بابا چون استرسِ پسندیدنِ اونو نداشتم عالی میشد حتی اونم میومد میخواست گفتم ظهر نیومدی براخودم درست کردم میدونم تو دوس نداری.میخورد طعمش خوب بود دیگه اونم کم کم به غذاهای مورد علاقه من علاقه پیدا کرد.تا اینکه تو بقیشم حرفه ای شدم.خواهرشوهرم استاد قورمه سبزیه ولی برادرشوهرم چند وقت پیش به خواهرشوهرم گفت تو هم قورمه سبزیو خوب میپزی ولی زنداداش از توهم بهتره.....نگران نباش از نت هم کمک بگیر ولی برا کسی نگو