دیگه خسته میکنم هر چی درست میکنم بد میشه امروز شوهرم این چه غذاهایی درست میکنی واس همون نمیتونم بخورم اونقدر گریه کردم هر کاری میکنم نمیشه از خونه تمیز کردن و غذا پختن خسته شدم پنج ماهه اومدم خونه خودم
خدایی هست که بیشتر بیشتر دوستمان دارد .....میگذرد هم سختی ها هم خوشی ها.... قدر لحظات رو بدانیم
اندازه رب اینا رو نمیدونم میبینی له شده یا ربش کم شده کبابهام خیلی بد میشن سرخ کردنی هام بد میشن سوپ ...
سوپ و چجور میپزی ک بد میشه؟پیاز داغ کن هویج و سیب زمینی نگینی خورد شده بنداز و تفت خیلی مختصر بده نباید هویج و سیب زمینیت سرخ شه رب بزن یه قاشق و ادویه ااتو بزن و آب بریز نه زیاد و نه کم ک جوش اومد سفت شه.یکم ک جوش خورد سبزیتو بریز سبزیت ک پخت و رنگ عوض کرد رشته بنداز و پنج دقیقه بعد خاموشش کن
الهام خانوومی هسدم😍قبلا تو سایت دوستای خیلی زیادی داشتم ک حالا که بعد ۳سال برگشتم اکثرا قطع دسترسی شدن🥺خوشحال میشم اگه تو تاپیکی منو دیدی و شناختی بهم بگی🥰💕
مرغتو یادم رفت بگم مرغو تو پیاز داغت سرخ کن بوش گرفته شه بعد ک پخت درش بیار قبل سبزی ریختنت ریش ریشش کن و بریزش تو سوپ دوباره
الهام خانوومی هسدم😍قبلا تو سایت دوستای خیلی زیادی داشتم ک حالا که بعد ۳سال برگشتم اکثرا قطع دسترسی شدن🥺خوشحال میشم اگه تو تاپیکی منو دیدی و شناختی بهم بگی🥰💕
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
عزیزم من فوق لیسانس اشپزی دارم قصد داشتم یه کانال بزنم و توش اموزش غذاهایی مث بال شکم پر،تهیه سوسیس و کالباس،دسر وژله و کیک وشیرینی بدون فر رو و هر غدایی رو که دوست دارید بهتون تصویری اموزش میدم خواستی بهم پیام بده
اندازه رب اینا رو نمیدونم میبینی له شده یا ربش کم شده کبابهام خیلی بد میشن سرخ کردنی هام بد میشن سوپ ...
سوپ کلا سخته من8ساله ازدواج کردم خوب بلد نیستم بپزم بخاطر همین نمیپزم.غذاهای ساده بپز.تا قلق رب و زمان پخت و میزان آب و اینا دستت بیاد.کبابت چرا بد میشه؟؟؟خیلی ساده س که
دلم میخواهد یک دختر داشته باشم💖دختری با موهای بلند مشکی و چشمهای درشت خندان؛اسمش رابگذارم "گیسو" هروقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم وگیسهایش راببافم تا قلبم آرام گیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد"باران"هم داشته باشم.دختری لاغر و قدبلند که با صدای مخملی برایم شعربخواند.یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم.اسمش رابگذارم"راحیل"و موهایش راباشامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش"گندم" رانکند.آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی میتواند بگذارد؟!معلوم است؛"خورشید" اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد وهرصبح که چشمهایش راباز میکند ببیند خواهرش"شبنم" زودتر از او سماور راروشن کرده "شادی"رابیدار کرده و به"نسترن"رسیده.دلم میخواهد درحیاط خانه ام"ترانه"بخواند و "بهار"برقصد..."نگار"م خودش را لوس کند ومن به هیچکدام نگویم روز تولد خواهرشان "الهه"مجذوب چشمهایش شده م.دلم چقدر دختر میخواهد...روزهایم بی "سحر" شبهایم بی"مهتاب"آسمانم بی"ستاره"وزندگی بدون"افسانه"ممکن نیست.تازه یک"ساقی"هم میخواهم تاسرم راگرم کندو"همدم"تا درد دلهایم رابرایش بگویم."رویا"میخواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم...دلم میخواهد یک دختر داشته باشم.دختری که خودم راتوی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم.هیچ اسمی توصیفش نکند.همه چیزباشد و هیچ نباشد.از هرقیدی آزادباشد ودرهیچ ظرفی جانشود.رهای رها باشد.آری؛انگار دلم میخواهد دخترم"رها" باشد💖💖💖
خب عزیزم دقت نداری کاملا مشخصه.یبار ک سفت شد دستت بیاد دفعه بعدی مقدار ابتو بیشتر بریز
الهام خانوومی هسدم😍قبلا تو سایت دوستای خیلی زیادی داشتم ک حالا که بعد ۳سال برگشتم اکثرا قطع دسترسی شدن🥺خوشحال میشم اگه تو تاپیکی منو دیدی و شناختی بهم بگی🥰💕
استرس اینو داری که شوهرت ایراد بگیره به اون اصن فک نکن.به غذات فک کن و ببین کجاشو باید کم وزیاد کنی
دلم میخواهد یک دختر داشته باشم💖دختری با موهای بلند مشکی و چشمهای درشت خندان؛اسمش رابگذارم "گیسو" هروقت دلم آشوب بود بنشانمش روی زانوانم وگیسهایش راببافم تا قلبم آرام گیرد.حالا که فکرش را میکنم دلم میخواهد"باران"هم داشته باشم.دختری لاغر و قدبلند که با صدای مخملی برایم شعربخواند.یک دختر تپل و مهربان با گونه های سرخ و گرد هم میخواهم.اسمش رابگذارم"راحیل"و موهایش راباشامپوی سیب بشویم تا حسودی موهای طلایی خواهرش"گندم" رانکند.آدم برای دختری با موهای طلایی جز گندم چه اسمی میتواند بگذارد؟!معلوم است؛"خورشید" اصلا خورشید باید اولین دخترم باشد وهرصبح که چشمهایش راباز میکند ببیند خواهرش"شبنم" زودتر از او سماور راروشن کرده "شادی"رابیدار کرده و به"نسترن"رسیده.دلم میخواهد درحیاط خانه ام"ترانه"بخواند و "بهار"برقصد..."نگار"م خودش را لوس کند ومن به هیچکدام نگویم روز تولد خواهرشان "الهه"مجذوب چشمهایش شده م.دلم چقدر دختر میخواهد...روزهایم بی "سحر" شبهایم بی"مهتاب"آسمانم بی"ستاره"وزندگی بدون"افسانه"ممکن نیست.تازه یک"ساقی"هم میخواهم تاسرم راگرم کندو"همدم"تا درد دلهایم رابرایش بگویم."رویا"میخواهم تا انگیزه زندگیم باشد و "آرزو" که دلیل نفس کشیدنم...دلم میخواهد یک دختر داشته باشم.دختری که خودم راتوی چشمهایش و آرزوهایم را روی پیشانیش ببینم.هیچ اسمی توصیفش نکند.همه چیزباشد و هیچ نباشد.از هرقیدی آزادباشد ودرهیچ ظرفی جانشود.رهای رها باشد.آری؛انگار دلم میخواهد دخترم"رها" باشد💖💖💖