خیلی دپرسم سه ماهه دنیا اومده پسرم همه روزام توی یه چهار دیواری میگذره نه میتونم برم خرید نه جایی برم اذیت میشه گریه میکنه کم کم داره از خودمم بذم میاد چه برسه به بچه شبا هم که همش بیدارم شیر میدم
من یک دختر ده ساله دارم...وقتی دخترم کوچک بود همین طور بود م ...وقتی بزرگ شد حسرت نوزاديش رو می خوردم ...الان پسرم چهار ماه و نیم داره..فقط غصه می خورم که این روزها تموم میشه...لذت ببرید از این روزها..بعدها دلتون لک می زنه برای این روزها