سلام دوستان من حالم خیلی گرفته تو بلاتکلیفیه شدیدی هستم.بعد سه سال از دوس پسرم جدا شدم یه ساله قراره بیاد خاستگاریم ولی شغلش درست نمیشه و مانع میاد تو کار منم تمومش کرد ک تا وقتی کارش درست شه اونوقت بهم زنگ بزنه ولی اون عاشقمه میگه رابطمون تموم نشده و دوباره بهم زمان بده ولی الان شغلی ک داره خرید فروش ماشینه من به شددددت ناراضیم چون همش مجبوره بره شهر دیگه و برای من قابل تحمل نیس این کار من دوس داشتم شغل اداری بگیره شغلی ک آبرومند باشه امشبم به مامانش گفتم باهاش تموم کردم ولی شما کاری داشتین در خدمتتون هستم مامانش گفت این حرفو نزن تو یه تیکه از وجودمی از صب برای کار پیدا کردن اداریش پیگیر بودم ایشالا درست میشه منم گفتم مرغه من یه پا نداره برای این سه سالی ک باهم بودیم به احترام این مدت دوباره فرصت میدم ولی نمیخوام باهاش ارتباط داشته باشم تا زمانی ک تلکیفش مشخص شه.چیکار کنم؟ توروخدا حالم خیلی بده مامانمم مسافرته پیشم نیست ارومم کنه.