بعد ۱ سال و خورده ای از ازدواج م گذشده شوهرم راضی شد منو مسافرت دو نفره ببره خیلی بهمون خوش گذشت ولی موفع برگشت سر یه چیز خیلی مسخره دعوای شدیدمون شد وکلا خوشی مسافرت از دلمون در اومد طبق معمول هر چی فحشه به مادرم تو دعوا داد و تن و بذن منو لرزوند ، خیلی ناراحتم امروزم اژ سرکار اومده پاشو تو به کفش کرده جدا شیم من چون از هزار حرف که پشت زن مطلقه است بدم میاد راضی به جدایی نیستم خیلی دلم گرفته مسافرتم زهر شد