من قصدم زندگیه ولی کاراش خستم کرده...واقعاهیچ خوشی ای ندیدم تویک سال ونیم عقد...خانوادش خیلی دخالت میکنن...چندروزپیش خواهرش به من پیام دادهرچی ازدهنش دراومدبهم گفت...البته جوابشودادم ولی اون خیلی توهین کرد..بعدشم پدرش به بابام گفت بریدشکایت کنید...خانوادمم میگن طلاقتوبگیر...ولی من دوستش دارم نمیتونم فراموشش کنم