سابقه نداشت ما قهر كنيم حتي من فهر ميكردم همسرم ميومد به هر طريقي صلح برقرار ميكرد اما اين سري خودمم خيلي سرد شدم چندبارم پيشقدم شد ولي به تندي جوابش دادم چون اگه اشتي ميكردم حماقتم رو ميرسوندم پر از غصه ام هيشكي رو ندارم سرم بزارم رو شونش هاي هاي گريه كنم
توقع من از زندگي اين نبود
از ديروز سرگيجه دارم حتي حالمم نپرسيد
تازه ميفهمم مردا چقد ميتونن نامرد و فراموشكار و قدر ناشناس باشن
دوست دارم يه جا باشم بچم نبينه و از ته دلم هاي هاي گريه كنم