دیروز دختر همسایمون برای اولین بار اومد پیشم ،متاهله ۱۸ سالشه و بسیار زیبا ،خونش یه شهر دیگست برای دیدن پدر مادرش اومده ، رابطش با شوهرش شکرابه و حتی شوهرش نیومده باهاش با اینکه یک ماه ازوداج کرده بشدت هم از شوهرش دلسرده ،،،، دو ساعت نشست تا شب شد ، شوهرم گفته بود قراره ساعت هفت و نیم با دوستش بیاد خونه ما دوستش پسر عمومه ،،، دیدم این خانوم نرفت به شوهرم گفتم دیرتر بیاد ، ساعت شد هشت ونیم ک شوهرم و دوستش اومدن زنگ زد بهم گفتم تو حیاط منتظر باشید مهمون دارم « ک بلکه این خانوم بره »
ک دیدم دختره گفت نهههه بگو بیان تو من مشکلی ندارم !!! منم گفتم بیاید بالا ، خلاصه اومدن تو و احوالپرسی کرد باهاشون ، از قضا پدرش صدای شوهرمو تو راه پله شنیده بود و زنگ زد به دخترش و گفت بیا پایین ک خانوم رفت ، و بهم گفت با صدای بلند فردا شب هم حتما میام !!!!
بنظر من رفتارش عجیب بود نظر شما چیه ؟
و از طرفی خوشگلی زیادش و پر رو بودنش منو نگران کرد ،
امشب لامپای هال رو خاموش کردم ک فک کنه خونه نیستم و نیاد نمیدونم کارم و حسم درسته یا نه