سلام صبح بخیر دوستان😍😍 بچه ها من چند روز پیش تو خونه نشسته بودم دوستم زنگ زد گفت فردا میای فلان هتل یه کار واجبت دارم و ال وبل .خلاصه گفتم چه کاریه گفت بیا حضوری توضیح میدم منم شیک و پیک کردم پاشدم رفتم خلاصه چند دقیقه با دوستم نشستم دیدم یه خانمی اومد مارو به هم معرفی کرد گفت ایشون کارشناس هستن گفتم خدایا چیه یهوو دیدم شروع کرد به صحبت کردن دیدم داره در مورد این شرکتا هس مث پنبه ریز
واای بخدا داشتم دق میکردم اعصااااااابم خرد شد نمیتونستمم چیزی بگم ۳ ساااااااااعت منو اونجا کاشت حرف حرف حرف.بقران قیافه من میدیدین میفهمیدین چقدر دارم حرص میخورم.که خود کارشناسه میگفت خسته هستین خوابتون میاد؟؟حس میکنم چیزی تو ذهنتونه.خلاصه گذشت اومدیم خونه به دوستم پی ام دادم که من از این کار متنفرم نمیخام واقعا بیام عذرخواهی کردم دوباره دیشب زنگ زده کلی حرف فردا فقط یه ساعت برام وقت بذار بخدا روم نشد دیگه دکش کنم گفتم باشه الانم از صبح زود بیدار شدم دارم حرص میخورم واقعااا دوس ندارم چرا ادمو مجبور میکنن.بهم کمک کنید چجوری بپیجونمش😭😭😭نمیخام برم؟؟😭😭 یه بهانه برام جور کنید.