2777
2789

تا حالا شده به مامانتون حسودی کنین😳☹ 

من عاشق مامانمم😕 جونم به جونش وصله 

بدونش یه لحظه نمیتونم

 😟 ولی 

بهش حسودیم میکنم 

میدونین 

چون حس میکنم مامانم از من سرتره😓

البته واقعا هم این طور هست 

و همه میگن 

که خوشکل تر از منه 

و حتی شیکتر از منم میگرده😣

و کلا تعریف میکنن ازش همه

منم واقعا

 یه وقتایی ام کم میارم کنارش😞 

😧 حتی با این سن خاستگاریم ازش کردن😓

چون فک میکنن خواهرمه 😰 تا مادر

بعد میفهمن  اینجوری میشن 😱 وای مادر دخترین؟!

(کلا مجردیشم از من خواستگار بیشتر داشته😂)

بعد رو به من خطاب به مامانم  😯

 ولی به شما نرفته 😄😄


مامانمم میگه اره به باباش رفته 

حالا بابامم بد نیستا 😞

ولی خب مامانم سرتره و واسه زیباییش خیلی تعریفش میکنن تو فامیل و دوست آشنا

😳

و

همین باعث  شده من بهش حس حسادت پیدا کنم

و هی عذاب بکشم

و حس خودکم بینی مقابلش داشته باشم😞

چون همش دارم 

خودمو باهاش مقایسه میکنم😕

حتی گریم کردم 😓

همین مقایسه ها باعث رفتارایی از من میشه 

که گاه باعث کدورت 

بین من و مامانمم میشه😕😧 

من ازین مساله زجر میکشم😣

چیکار کنم حسود نباشم ؟؟؟؟

دست خودم نیس😭😭😭

حسودیم میشه منم میخوام خوشکل باشمممم

تعریف کنن ازم خب😭😭

وقتی با مامانمم من ب چش نمیام😞










_____ صرفا دردو دل 

عاقا روم نمیشه به خودش بگم بهش حسودیم میشه

گفتم اینجا بگم 😐




نیلای_دختر_حسوده_مامانشه😐#  


فقط 25 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

ای آغوش تو مرا وطن💔🥀 ... درخشان جان رفیق اگه امضامو دیدی از خودت خبر بده رود 🥲abzarek.ir/service-p/msg/2446376 سی و یک سالگی ایز لودینگ 🫠 دیگه داریم پیر میشیم هعیییییی

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

هرکسی خوشگلیای خودشو داره

چی بگم والا😐جوون ب این مامان😀

بنده به عنوان یه عضو از جامعه نینی سایتی و جامعه ایران مخالفتمو از ازدواج در سن زیر ۱۸ سال اعلام میکنم و هر جا صحبتی در این مورد باشه ساکت نمیمونم.همونطور که حجاب من که یک مسئله شخصیه از نظر شما به شما و شوشو!هاتونو جامعه و قایق و کشتی و این حرفا مربوط میشه ازدواج شما در سن پایین که تبعات زیادی در جامعه داره ،جدا از دلسوزی به منم مربوط میشه. حداقل در سن قانونی ازدواج کنین! برنگردین به صد سال قبلو قبل ترش!از یک کار اشتباه دفاع و تبلیغ نکنین! مثال نقض نیارین که فلانی خوشبخته فلانی اندازه ۴۰ ساله ها میفهمه.کار اشتباه اشتباهه😕حتی اگه خوشبختم بشید خیلی چیزا رو از دست دادین و خیلی مسوولیت هایی که مناسب سنتون نبوده رو دوشتونه (کپی امضای یک کاربر)از اتصال مغزوزبونتون مطلع باشیدبعد نظربدید  

این مدلی ندیده بودم تا حالا چی بگم 🤔🤔🤔

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که  اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها  فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت  پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا  تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان دل گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد،این روزها دارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!❤️❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  5 ساعت پیش
توسط   aypari  |  7 ساعت پیش