اصلا نمیدونم کدوم شهر . فقط شنیدم کار براش پیدا کردن . دیشب ساکش جم کرد رفت . اصلا نمیدونم کی برمیگرده . از قبلش بینمون دعوا و قهر خیلی زیاد بود بخاطر اعتیاد و خرجی ندادن اونم همش بهم میگفت زن زندگی نیستی. الان که رفته احساس ترس تنهایی و پوچی و بدبختی میکنم . جا من بودید چکار میکردید خرجی هم ندارم😢
ناراحت نشیا ،بدرک که رفته ،کسی که معتاده ،خرجی نمیده دعوامیکنه قهرمیکنه بدون حرفی میزاره میره همون بهتر بره . برگرد پیش خانوادت و قید همچین مردی رو بزن و نترس شجاع باش ،دنیا که به آخرنرسیده!تومیتونی ازپس خودت بربیای تنهایی بهترازبودن با چنین موجود نامرد و بی مسعولیتیه عزیزم. چرا زنها اینقدر تکیه میکنن به مردها؟من ده سال مجرد بودم وشاغل سنم زیر سی سال بود واسه خودم زندگی کردم بعد یه مرد خوب پیداشد وازدواج کردم باهاش. اما اگر خدای ناکرده یه روز نشد باهم زندگی کنیم ناامید نمیشم بترسم دوباره ازصفر شروع میکنم چون به خودم اعتماد دارم توهم نترس عزیزم عاقل باش و امیدوار🙏🏻
احساس میکنم این همه سال عمرم به فنا رفت . این همه سال زندگی حالام این جوری تنهامون گذاشت رفت حتی دست ...
نگران نباش ، این یه فرصته که بدونی خودت تنهایی میتونی زندگیتو اداره کنی. اولش ترسناکه ، اما بعد متوجه توانایی های خودت میشی. فرض کن طلاق گرفتی و باید خودت هزینه هاتو تامین کنی.قدم اول اینه دنبال کار باشی