چند شب بود دخترم درست حسابی نمیخوابید....
شهرستان بودیم خونه پدر شوهرم میگفتم حتما جاش عوض شده اذیته یا راحت نیست...شایدم به خاطر درد لثه هاشه...
دیشب برگشتیم ساعت ۱۲ شب گرفت خوابید تا ۱۲ ظهر ...
منم کلا یادم رفت بود بیقراری ها و تب خفیف که اونجا داشت...
الان دیدم دندونش نیش زده...😁😁😁😁😁
خیییییلیییییی ذووووووق کردم...
خییییلییییی
احساس خیلی خوبیه...
ان شاءالله روزی همه ی فرشته کوچولو توی خونشون بیاد....
همچنین خواهرم خودم...دعا کنید...