تنهافشاربزرگ من اینکه داروندارم وخودم وخانوادمو فدای همسرم میکنم خیلی دوسش دارم اما اون خیلی سرده هیچوقت درست وحسابی ابراز نکرده ادم خوبیه اما من خیلی تو حسرت محبتش وعشقش گذاشته احساس حقارت میکنم از اینکه مدادم قربون صدقه اش میرم وکلی بوسش میکنم واون بزور جواب میده وابراز میکنه داغونم اما دست خودم نیست نمیتونم خودمو بگیرم یا بهش نگم دوسش دارم و'''اماازدرون خردم وداغون نمیدونم چیکارکنم