از بچگی اینجوری بودی ماله شما شدیدتره😄خوبه نمیری بیرون
نه بعد از ازدواجم بخاطر استرس و نگرانی زیاد این جوری شدم اصلا صبح که پامیشدم هیچی یادم نمیومد فقط همیشه میدیم صبح که پامیشم مانتو پوشیدم شال دور گردنم کمدم بهم ریخته همیشه تعجب می کردم سعی کردم بیشتر هواسم جم کنم کم کم فهمیدم نصفه شبا میزنه به سرم . حتی گاهی نصفه شب به مادرم یا خواهرم زنگ میزنم میگم بچم گم شده هر چی میگردم نیستش. و واقعا انگار نمیدیمش تمام خونه رو میگشتم نبود ولی بعد میدیم سر جای همیشگیش خوابه