صنم یه دختر ه که اول تو بقالی پدرش کار میکرده بعد میره تو شرکتی که خواهرش کار میکنه اونجا کلی داستان پیش میاد که ت ضیحش سختهه بعد عاشق رئیس شرکت میشه ولی چون خیلی خنگ بوده و قبلا برادر همون رئیس شرکت از خنگیش سو استفاده کرده تا جاسوسی شرکت رو براش بکنه.الان نه میتونه پسره رو پس بزنه نه باهاش باشه چون دروغ گفته