تو مهمونیای خانوادگی میبینمش..گاهی یاد اون روزا میفتم ولی خیلی کم و زود هم فراموش میکنم نمیدونم واقع ...
من واقعا کلافه شدم ازین فکرا همش ناخودآگاه فکرم میره به اینکه یعنی با زنش خوشه یعنی من کار درستی کردم اگه باهم بودیم زندگیمون چجوری میشد و ازین فکرا همشم یهو بخودم میام میبینم رفتم تو بحر این فکرا بعد بخودم میگم ولش کن به زندگی الانت فکر کن ..
نه انسانی دوست من است و نه انسانی دشمن من ، بلكه هر انسانی معلم من است.