من تو ی شهر غریب زندگی میکنم ب خاطر بچه ۹ ماهم فعلا بیکارم. خانواده شوهرم خ دخالت میکردن تو زندگیمون باهاشون قطع ارتباط کردم. از خانواده خودم دورم. شوهرم ی زمانی عاشقش بودم و ب خاطرش اومدم این شهر اما اون فقط میخواد منو داشته باشه ب هر قیمتی کاری ب شاد و راضی بودنم نداره و خ اذیتم کرده تو این چن سال. ی ماه قبل میخواستم جدا بشم که با وساطت بزرگترا برگشتم. خ روزای سختی دارم . حوصله ندارم. چکار کنم