میرفتم هلند
مامانمو بابامو داداشمو ابجیمو شوهرشو پسرشو هم با خودمون میبردم
یکی یه خونه میخریدم براشون
مالِ خودم به اسم شوهرم
مال مامانم اینا به اسم مامانم
مال ابجیم اینا هم به اسم ابجیم
3تام ماشین سنگین به نام شوهرم میخریدم
باهاش بزنن تو کاره صادرات گل به جهان
و تا اخر عمر با سود پولمون خوش و خرم زندگی میکردیم