خیلی طبیعیه انقدر غصه خوردن نداره که
بابای منم کلللی خرجم کرد شهریه مدرسم و سرویسمو میداد ولی نمره هام خوب نبودن زیاد با این که تیزهوشانم بودم (البته درسام سخت بودنا ولی بقیه بهتر میشدن) بابام بعد این که رتبمو سری اول فهمید شوکه شد البته میدونست رتبم خوب نمیشه ولی فکر نمیکرد در اون حد بد بعدش اومد گفت عیب نداره یه سال دیگه بخون ...
دلم میخواست آتیش بگیرم خاکستر شم واقعا خسته بودم ولی دوباره شروع کردم و دانشگاه تهرانم قبول شدم 😉
تیکه ها و اذیتارو نشنیده میگرفتم و فقط به خودم و آیندم فکر میکردم