2777
2789
میخواستم برم ارایشگاه گفت محرمه نرو ولی روز دوم سوم محرم به خواهرشوهرم میگفت برو ارایشگاه میخوای بری ...

چ بیکاری تو خب میرفتی .اینجور مواقع بگو شوهرم دوس داره برم ارایشگاه .بگو نمیخای واسه اصلاح جاهای دیگمم از تو اجازه بگیرم؟

شاید شوخی بوده ولی خب من چون اقدامم و باردار نشدم خیلی دلم شکست با حرفش

عزیزم..نگران نباش...انشالله به حق دل شکسته ت توم مادر میشی

آرامش است؛ عاقبت اضطراب‌ها....خلاصه که اینقد غصه نخورید بالاخره خوب میشه، قشنگ می‌شه، می‌رسیم، می‌بینیم، می‌خندیم👍😍😀

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

میخواستم برم ارایشگاه گفت محرمه نرو ولی روز دوم سوم محرم به خواهرشوهرم میگفت برو ارایشگاه میخوای بری ...

شاید علتش اینه که شما خرت از پل گذشته ولی خواهرشوهرت مجرده! بالاخره شاید تو جلسه روضه بختش وا شد!

یبار گفت تو بخارنداری بچه دار بشی. منم پیش شوهرم چنان سر و صدا راه انداختم که خودش رفت سراغ مادرش . فک کنم تا آخر عمرش چیزی نگه بهم 

توجه توجه بزودی در این مکان تیکر بارداری نصب میشود...  درخواست دوستی از آقا پذیرفته نمیشه با تشکر 

یبار هم به زندایی شوهرم گفته بود من هر دقیقه میرم سرویس بهداشتی . حتی به خودم گفت برو خودت رو نشون دکتر بده . اونم فقط بخاطر اینکه یبار من بیرون غذا خوردم با شوهرم مسموم شدم . از اون موقع دیگ خونشون نموندم.  باز هم به شوهرم گفتم اگر یبار دیگ این حرف رو تکرار کنه جواب بدی میدم

توجه توجه بزودی در این مکان تیکر بارداری نصب میشود...  درخواست دوستی از آقا پذیرفته نمیشه با تشکر 
غلط کردن...ایقد بهم برخورد...ایقد بدقولی کردن...که زدم کاسه کوزه شون ریختم به هم...پشت سرم پزم به فک ...

من تپل و چهارشونه ام روزی که رفتیم اینه بخریم با شوهرم یه اینه دیدیم پسندیدیم خواهر شوهرم میگفت بزرگ بخربد فلانی اینش بزرگه بعد که دید من این ظریفه را پسندیدم و شوهرم میگه خوبه اومد بلند جلو مغازه داره گفت یه اینه بخر خودت توش جا بشی . مغازه داره رفت شوهرمم از اون طرف رفت منم سرما انداختم پایین و گفتم اینه نمیخوام و شوهرما بردم گرون ترین جای شهر یه اینه دیگه تا شوهرم دستش را داغ کنه   و به اجیش بتوپه و ول نکنه بره

به من ثابت شده که اصلا نباید از برنامه هات به خانواده شوهر چیزی بگی. همچین مانع اون کار میشن که خودت ...

به منم ثابت شده . حتی بگم میخوام برم حمام یهو دخالت میکنن . یا حتی بگم میخوام غذا درس کنم . بدبختی اینه همه جا میشینن میگن ما اصلا اهل دخالت نیستیم

توجه توجه بزودی در این مکان تیکر بارداری نصب میشود...  درخواست دوستی از آقا پذیرفته نمیشه با تشکر 
شاید علتش اینه که شما خرت از پل گذشته ولی خواهرشوهرت مجرده! بالاخره شاید تو جلسه روضه بختش وا شد!

دوتابچه داره شوهرشم از اون خانواده مذهبی هاست و این چیزا براشو  خیلی مهمه 

من تپل و چهارشونه ام روزی که رفتیم اینه بخریم با شوهرم یه اینه دیدیم پسندیدیم خواهر شوهرم میگفت بزرگ ...

خوب کردی . سر خرید طلای عروسی اینقد دخالت کردن که بعد اون تو هیچی ازشون نظر نخواستم 

توجه توجه بزودی در این مکان تیکر بارداری نصب میشود...  درخواست دوستی از آقا پذیرفته نمیشه با تشکر 
به منم ثابت شده . حتی بگم میخوام برم حمام یهو دخالت میکنن . یا حتی بگم میخوام غذا درس کنم . بدبختی ا ...

اول عروسی هرروز حمام میرفتم با دلیل یا بی دلیل بهم گفت چرا انقدر حموم میری . تو دوران عقد هم تا صب از اتاق میامدم بیرون میگفت پیش پسرم خوابیدی برو حموم 

مادرشوهرم گفت جهیزیتو ب اندازه خریدی ولی واس خواهرشوهرت خیلی زیاد بود جهیزیش...درصورتی ک من همه چی گرفتم اونم باکیفیت عالی ولی دخترش هر چرتیو گرفته

یکی دیگم شوهرم پیش همه گفت ظرفارو بشور

خوب کردی . سر خرید طلای عروسی اینقد دخالت کردن که بعد اون تو هیچی ازشون نظر نخواستم 

طلای عروسی هم خودشون برام خریدن و منا ادم حساب نکردن ببرن 😢😢😭😭😭😭

مادرشوهرم گفت جهیزیتو ب اندازه خریدی ولی واس خواهرشوهرت خیلی زیاد بود جهیزیش...درصورتی ک من همه چی گ ...

به من گفتن جهزیه ات کم بود درصورتی که همه چیزا خریده بودم جز ماشین ظرف شویی و میزناهار خوری اونم چون خونه کوچیک بود . یکی از خواهر وهرامم جلو مهمونا اومد ولی همون جا جلو جاکفشی وایستاد و کلا نیامد تو . 🙁🙁🙁

خداروشکر مادر شوهر من خیلی گله.خیلی هم مهربون و دوستم داره و منم دوستش دارم.تو این یه سال ک از ازدواجم میگذره نه کوچکترین دخالتی دیدم نه بی احترامی همیشه بهم محبت کرده و منم چند برابر محبت گردم .دیشب هم خونشون بودم برام شام مورد علاقم رو پخته بود و خیلی هم خوش گذشت.هیچ وقت هم ازش دلخور نشدم خداروشکر  در ضمن از مادر شوهراتون غول نسازین برای خودتون اونا هم مادرن اگه چیزی میگن حرفی میزنن پای دلسوزیه.سعی کنید همیشه احترام بزارید و حرمت ها رو از بین نبرید .

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

عروسیم

arim0 | 2 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز