شوهر من زمان مجردی بدون اطلاع خانوادش شاید دو روز یه پاک سیگار میکشیده
وقتی نامزد بودیم دقیقا روزی که منتظر بودیم جواب آزمایشمون برام پیامک بشه خیلی استرس داشتیم گفت راستش من سیگار میکشم ولی روزی یه دونه مگه اینکه برم مسافرت یا عصبانی باشم بیشتر بشه
گفت اگه بخوای میزارم کنار و اگه هم بخوای از زندگیت طوری میرمهمه فکر کنن من مقصر بودم
هم دوسش داشتم هم اینکه شاید اگه میگفتم نکش بدون اطلاع من میکشید گفتم باشه
و این در حالیه که تمام دوستاش بدون اینکه زنشون بدونن به هر بهانه ای تنها میرن بیرون تا سیگار بکشن
اون موقع هم دوستاش از حسودی بهم گفتن چرا میزاری بکشه گفتم زن گرفته تا راحت باشه نه اینکه منم محدود کنم و گیر بدم بهش
از ضررش میدونه میره روی بالکن میکشه که دودش به ما نخوره