۶ماه پیش دختر جاریمو برای برادرم عقد کردیم.من هم اصلا راضی نبودم.پشت سر من و مامانم حرفهای خیلی بدی زده بود و بهمون تهمت زده بود.برادرم بهمون خبر داد و من به نمایندگی از مادرم پیش مادر بزرگ و عمه هاش گله کردم و گفتم بایدبیاد جوابگوی تهمتاش باشه.اما خوب مامانم از پسرش نگذشت و باز با عروسش خوب شد و بروش نیاورد.حالا همه با هم خوبن و ادم بده من شدم.البته اینم بگم سر تهمتها و حرفاش مامانم با مامانش حسابی پشت تلفن از خجالت هم در اومدن باز من رفتم گفتم پیش خانواده پدریش.هنوز رودر رو مادرش رو که جاریم باشه ندیدم و نمیدونم که ببینمش رفتارش و اتفاقی که بینمون میفته چیه.بنظرتون من اشتباه کردم یا اونا پرو هستند که دست پیش گرفتن پس نیفتن بابت تهمتهاشون.حالا این وسط مادرم میگه هرچی هرکسی گفت چیزی نگو ازشون که برادرمو تحت فشار میذارن.من چه کنم؟