ما فقط حمد و سوره ميخونديم مامانم اخرش اومد گفت اينطور كه نميشه قراني چيزي رفت قران اورد يه گوشه نشست شروع كرد زير لب خوندن و فاتحه دادن
ولي ما همين كارو فقط ميكرديم دو ماه بعد ولادت امام علي بود هيچ خبري نشد گفتيم الكيه بعد اون دوستام ديگه رفتن دانشجو بودن چند سال بعدش ديدم كارت اوردن با همون اطلاعات
در يه حد خاصي ميگن نه بيشتر ادم ميفهمه ديگه چيز زيادتري ندارن برا گفتن بخاطر همين ديگه ميفرستاديم برن