2777
2789
عنوان

همسرم قهر کرده

234 بازدید | 13 پست

سلام

من دور از خانوادم با همسرم و دخترم زندگی میکنم .خیلی غریب هستیم و جز همسرم کسی رو ندارم توی این شهر، از وقتی دخترم به دنیا اومده اخلاقای همسرم خیلی بد شده 

امروز روی یه موضوع الکی دعوامون شد و از خونه قهر کرد رفت😔 منم در رو قفل کردم گفتم اگه رفتی دیگه حق برگشت نداری، میدونم اخرش میاد و اشتی میکنیم ولی ازین ناراحتم که این کار رو شروع کرده و براش عادی میشه، همش با خودم میگم اون که اینجا کسی رو نداره و کجا میره ، اصلا چرا از خونه زده بیرون نکنه داره خیانت میکنه

ول کن بابا منم ۳۵ساعته از شوهرم یه خبر کوچیکم ندارم نه اون زنگ زده نه من برن به درک 

توروخدا برای سالم بدنیا اومدن نی نیم صلوات بفرستین سه تا سقط خود به خودی داشتم دعا کنین این بارداریم خوب پیش بره ممنون دوستان گلم🙏🏻🙏🏻🙏🏻

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

مردی ک قهر میکنه ب درد لای جرز دیوار میخوره😑

فقط 24 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

ای آغوش تو مرا وطن💔🥀 ... درخشان جان رفیق اگه امضامو دیدی از خودت خبر بده رود 🥲 سی و یک سالگی ایز لودینگ 🫠 دیگه داریم پیر میشیم هعیییییی

حتما یکی رو پیدا کرده

چه ربطی داره بابا شاید اعصابش خورد بوده رفته یه هوایی بخوره ....الان این بنده خدا رو هم میندازید تو شک و شبه

خوشبختی توازنی است میان آنچه می اندیشید، آنچه می گویید و آنچه انجام میدهید…

مردها براي ارام شدن ميرن بيرون از خونه چراهميشه دنبال فكرهاي منفي هستين اينقدام ديگه سست عنصرنيستن با يه قهربايكي ديگه بپرن

صافی مو‌بدون موادشیمیایی،با اتو سنگ معدن انجام میدم. 

دقیقا منم وقتی با همسرم بحثم میشه صبوریش از من خیلی بیشتره جوابمو معمولا نمیده و میره بیرون ولی وقتی میاد دیدم رفته بیرون ب یه سری از خریداش و کاراش رسیده مگه هر کی بره بیرون خیانت میکنه

خودشم میگه من اون موقع میرم بیرون تو اروم بشی بمونم که بحث بالا بگیره 

خوشبختی توازنی است میان آنچه می اندیشید، آنچه می گویید و آنچه انجام میدهید…

منم با شوهرم با هم دعوا مون شده ولی تو شرایط خیلی مهمی که باید خوب میبودیم اینجوری شد.. تو مهمترین روزا... مشکل از شوهرمه برا بچه دارشدن قراره ای وی اف کنیم الان دوره امپول زدنامه.. ولی الان تو دعوا و عصبانیتیم و اینا.. هی ام میگه اصلا بچهنمیخوام و ول کن نمیخدام و نمیذاره امپولامو بزنم... دیروز میخواست امپولامو بشکنه بندازه تو حیاط... با بدبختی از چنگش دراوردم زد انگشتمم ناقص کرد. 

درد لحظه رو کسی میفهمه که منتظر می مونه.. 

قرار بود شوهرم برام بزنه از امروز تا دیروز درمانگاه زفتیم زد ولی دعوا که کرد همه چی خراب شد. الانم تنها اومدم درمونگاه. داشتم از در میوکدم بیرون بهم میگه بیخوذی خودتو به زحمت ننداز.. و... 

نمیدونم از دست این ادم چیکار کنم. خیلی اذیتم میکنه.. با اینکه مشکل از اونه ولی بازم پرروئه و نیم من نمیشه.. شاخ و شونه میکشه.. طلبکاره... 

درد لحظه رو کسی میفهمه که منتظر می مونه.. 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792