یه بار با کاربری قبلیم گفتم هیچ کس باور نکرد
زمانی که پدر شوهرم فوت میکنه ارث خوبی بجا میزاره که بعد ازدواج مادرشوهرم با برادر شوهرش(عموی همسرم)چون برادر شوهرش قیم قانونی پچه ها میشه میراث رو به دستش میگیره و تا میتونه پول درمیاره و مادر شوهرمم کیف عالمو میکنه تا بچه ها بزرگ میشن و ازدواج میکنن و هیچ حرفی از ارث نمیزنن و فکر میکنن عموهه محبت پدری داره میکنه و این حساب کتابا رو ندارن عموی شوهرمم ۴ تا اپارتمان میسازه برای ماو برادر شوهرام و به همه فامیلم میگه برا اونا ساختم اما سند هیچ وقت نمیزنه
تا اینکه سه ساله پیش از بانک اومدن و دو واحد روخاستن بزارن مزایده که وقتی به عموی شوهرم گفتیم گفت ور شکسته شده و هیچی نداره و همه پولاو مالشو باخته و این خونه ها رو میخواد بفروشه و فکر قرضداراش کنه و بچه ها هم ارثشون همین خونه هاس و یه نونوایی و خونه ۵۰۰ متری که خود مادر شوهرم توش بود و میگفت از این خونه هیچ حقی ندارید خلاصه بچه ها نونوایی رو فروختن و دادن جای بدهیش و قرارشد ۵۰ تومن باقی مونده بانک رو خودش بره بده که انقد نداد تا شد ۳۰۰ ملیون تومن و بانک دو واحد آپارتمان رو برد و فقط ۸۰ تومن موند که شد پول رهن برادر شوهرام.همینجور که شوهرمو برادرش داشتن کلنجار میرفتن که سند این دو خونه رو بگیرن متوجه شدن حین این دوسالی که اون سند گیر بانک بوده با اینم وام گرفته و این خونه ها هم از دست رفت این شد که از اون همه ارث هیچی به شوهرم اینا نرسید همه اجاره نشین شدن (البته جز من که با بدبختی تونستم صاحاب خونه شم)
مادر شوهرم تمام این مدت از شوهرش حمایت کرد و سکوت کرد و راضی نشد بیاد تو دادگاه بگه شوهرش چی ارث گذاشته و الانم تو خونه ی ۵۰۰ متری که نصفش مال پدر همسرم بوده داره به خوشی زندگی میکنه و تازه ناراحتم هست که چرا عروساو پسرا مثل قبل کلفت نوکریشو نمیکنن.نا گفته نماند عموی شوهرم ریالی چیز از خودش نفروخت و همه بدهیش رو از ارثی که دستش بود داد و حق خواهر شوهرم رو هم که دوسال پیش فوت کرد به بچه هاش نداد و به ما هم نفری ۵۰ تومن با بدبختی و ابروریزی رسید و اینکه مادر شوهرم ۳ تا بچه هم از عموی شوهرم داره که اصلا محلی بهشون نمیزارن اما شوهر و برادرشوهرام ۲۴ ساعته در خدمتشون بودن