سلام منم مجبورم اینجوری بگمخودم ۴۷ همسرم ۵۴ ..دخترم ۲۰ و دومی ۱۳ ...رابطه عالی ..دختر کوچیکم داره با باش ایکس باکس بازی می کنه .... دختر بزرگم تا الان داشتیم مار وپله بازی می کردیم و تازه پا شده رفته تو اتاقش ....
یه روزی مثل همین امروز نه موی سپید داشتم نه غصه و دغدغه برای فردا .درست مثل امروز دخترم بی دغدغه مست جوانیم بودم و در اوج ... اما الان من می دونم که چقدر زمان زود می گذره... پس دخترا و پسرای من قدر لحظاتون رو خوب بدونید ((مادری))