ساختمان روبروی مادرم اول تابستون خبر اوردن پسرجوونش تو دریا غرق شده تو مسافرت خلاصه انقدر جیغ زدن و شیون کردن و مادرش بی تابی میکرد حتی تا چند هفته پیش صدای شیون هاش میامد انگار لر هستن و مراسماشون و گریه هاشون جیییغ و شیون های وحشتناک میکشن حالا دیشب دوباره همون شیون ها وحشتناک تر میومد مامانم میگفت یقین دوباره یاد پسرش کرده که دیدیم نه بیچاره دختر دانشجوش هم سکته کرده 😢😢😢 وای نمیدونید چیکار میکنه این مادر صداش کل محله را برداشته بی وقفه جیغ میزنه از یه طرف حق داره از یه طرف اعصابمون دیشب تا حالا خرابه دیشب اصلا نه من نه خواهر و مادرم نخوابیدیم عروسمون بیچاره که حالش بد شد پروپرانول بهش دادیم بدجور جیغ میزنن بی وقفه دلمون ریش شد به خدا براشون اون از اول تابستونشون این از اخرش
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم 🌹