2777
2789

3 ساله همسرم حامی یه دختری تو شهر بوکان شده که یه برادر بزرگتر داره و مامانش 31 سالشه و ازدواج مامانش از اون زوریا بوده که با یه مرد پیر ازدواج میکنه و بعد از به دنیا اومدن بچه ها میره یه زن دیگه میگیره اونا رو رها میکنه و از اون شهر میره،نه کمک مالی نه پدری میکنه برا بچه هاش،زندگیشون طوری میشه که یه روز مامانه بچه ها رو میبره رو پل میگه بیاین خودکشی کنیم،در لحظه اخر دختره گریه میکنه و میگه اینکارو نکنیم،خلاصه تحت پوشش کمیته امداد به زندگیشون ادامه میدن.....  

خب

ادمها را نباید به هر قیمتی نگه داشت . همه برای ماندن نمی ایند. ادمی که میماند جنسش با دیگران فرق دارد.....برای ماندنش مجبور نمیشوی خودت را تغییر دهی .اینو بیاد داشته باش برای نگه داشتن ادما نباید خودتو زیر پا له کنی.....ادما باید با دلشان بمانند نه با جسمشان....

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

شوهرم که میره یه بچه رو انتخاب کنه اصلا مهم نبوده دختر یا پسر باشه،خود مسئولی که تو کمیته بوده این دخترو که کلاس چهارم هست رو معرفی میکنه،2سال پیش همسرم میگه میخوام ببینم این بچه کیه و میفهمه کجاست و زندگیش چجوریه،سنی هم هستن،از یه طریقی میفهمه که دختره آرزو داره حرم امام رضا رو ببینه،اونم برا خونوادش بلیط میگیره و 3 روز مرخصی میگیره و میبرتشون حسابی میچرخونتشون،و میگه من از طرف اون شخصی که حامی دخترتونه اومدم و خودشو معرفی نمیکنه

روز آخر دختره میگه من باید حامیمو ببینم و شوهرم مجبور میشه بگه بهش،خلاصه اینا میرن و تلفنی در تماس بودیم باهاشون و سالل بعد هم باز اومدن ولی این بار اومدن خونمون،سال قبلش رفتن هتل،الان طوری شده که هر وقت زنگ میزنیم مامانه میگه مریضم و پول نداریمو بد بختیمو....دخترم همش بیتابی میکنه و میخواد بیاد پیش شما و......از اینجا که رفتن امام رضا بهشون همه چی داد،مامانش رفت سر کار،خونه اجاره کردن،کمیته بیشتر کمکشون کرد و خلاصه یه زندگی عادی رو شروع کردن



 

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز