چند روز پیش مادرشوهر زنگ زد گفت من با خواهرم میریم یه راهی گفتم کجا به سلامتی ؟ گفت الو صدا نمیاد و دوباره بحث را عوض کرد دوباره گفتم کجا میرید گفت سلام به خانواده برسون منم فهمیدم نمیخواد بگه گفتم مراقب خودتون باشید شب شوهرم پرس و جو کردم گفت دارن میرن بوشهر و گناوه و ...برای جهیزیه دختر خالم دو روز بود گوشیش را برنمیداشت یا برمیداشت میگفت تو راهم به شوهرم تا ایینکه امروز اعتراف کرده که ۵۰ ملیون جهیزیه خریدن با یه نیسان داشتن می اوردن که پلیس دستگیرشون میکنه مادرشوهرم و خواهرش و عروس را به جرم قاچاق کالا و چتر بازی و تمام اجناس را هم انگار میبرن تعزیرات بوشهر یعنی چه بلایی سرشون میارن یا اجناسشون ؟