دختر من روزی ک ب دنیا اومد من حالم خیلی بد بود.دستگاه وصل بود بهم.بچه نمیتونست کنارم باشه.بعد ما 5تا مادر بودی تو ی اتاق.بچه ها هم چند قدی دور از ما تو همون اتاق.یکی از بچه ها تا خود صب جیغ زد.منم ک حالم بد.وای خدا چقد فش دادم تو دلم.خلاصه شبو صبح کریدیم با صدای جیغ.صب پرستاره اومد گفت دخترتون خیلی جیغ جیغو.پ نگو دختر من بوده.الانم جیغ جیغو.عاشقشم ینی😍😍😍😍😍😍