2777
2789

من احساس بد بختی دارم

پیرمرد موبایلش رو برد تعمیر کنه....بعد از مدتی تعمیرکار گفت:موبایلت سالمه پدر جان چیزیش نیست.....پیرمرد با صدای غمگین گفت: پس چرا بچه هام بهم زنگ نمیزنن...     

مشکل من از ۱۴سالگی شروع شد وقتی زورکی گفتن ازدواج کن تاالانم ادامه داره با کلکسیونی از آدمای عوضی روبرو شدم ک فکرنمیکنم حقم این بوده باشه 

ولی خداروشکر خیلی قویتراز قبلم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام اسمش بدبختی نیست مشکله

سخت تر از مشکلم میشم گاهی وقتا کم میارم اما ناامید نمیشم قبلا بیماری صعب العلاج داشتم خداروشکر خوب شدم

الان هم منتظر مادر شدنم انتظار سخته اما بدبخت نیستم

توضيح بده


هیچکس دوسم نداره....دنبال یه کم محبتم این شده بدبختی من میبینی  

پیرمرد موبایلش رو برد تعمیر کنه....بعد از مدتی تعمیرکار گفت:موبایلت سالمه پدر جان چیزیش نیست.....پیرمرد با صدای غمگین گفت: پس چرا بچه هام بهم زنگ نمیزنن...     
من خانواده شوهرم خیلی بی ادب هستند و بی فرهنگ اشتباه کردم دلم میخواد بمیرم الهی زودتر بمیرم تا دیگه ...

چطور بی ادبن چکار میکنن مگه

با هرچه عشق نام تو را می توان نوشت...با هرچه رود نام تو را می توان سرود...بیم از حصار نیست که هر قفل کهنه را...با چشم های روشن تو می توان گشود
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108