بچه ها من حتی خودم رو جای یک مثلافاحشه یاکسی که خیانت کاره هم میزارم واسم مهم نیست شخصیت طرف خوبه یابد فقط جای اون زندگی میکنم جای یه گداکسی که توپرورشگاه بزرگ شده جای همه
مثلا یه نمونه دیگهش که ناراحتم میکنه اینکه شوهرم بیرونه دوبارزنگ بزنم جواب نده میرم توتصورات که تصادفک کرده بیمارستان میبرمش دورازجونش میمیره خاکش میکنم بعد اون لحظه انگار واقعا مرده به پهنای صورت خیلی موقع هااشک میریزم وتوخودم شیون میکنم(نگرانش نیستما ولی چون توی تصوراتم هستم این شکلی میشم)اینو واسه همه ی اعضای خانوادهم تصورمیکنم