سرناهار یه لیوان نوشابه اوردم
پسرمم گیر داد بخوره به شوهرمم گفتم قایمش کن گوش نکرد پسرمم جیغ گریه وقتی ازش گرفتم
اخر عصبانی شدم تهدیدش کردم که میبرمت تو اتاقتا
یهو شوهرم دااااااادوبیداد سرمن که برو لیوان بیار واسش
گفتم بحث لیوان نیس باید غذا بخوره باز داد زد منم دادم رفت هوا چرا نمیذاری یاد بگیره باید غذا بخوره
توهین کرد بهم منم رفتم تو اتاق گریه گفتم شبم مهمونی نمیام یکم احترام نمیذاری بمن جلوی بچه
گفت نیا فک کردی اومدنت نعمته
الانم رفته بیرون گوشیشم خاموشه حالا خانوادش زنگ میزنن میگن چرا نیومدین چی بگم ای خداااااا